مرتضى راوندى
164
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اسارت خود درمىآوردند و روزبروز بر شمارهء بردگان افزوده مىشد . بنابراين ، بىمناسبت نيست وضع اجتماعى بردگان را در جهان اسلامى مورد مطالعه قرار دهيم . بردگان در اسلام در دوران قبل از اسلام هركس برده مىخواست در بازار مىخريد ، ولى پس از ظهور اسلام ، در طى جنگها همين كه سپاه عرب بر دشمن پيروز مىشدند يا شهرى را مىگشودند بىشرمانه و بدون توجه بمبانى اخلاقى ، زنان و مردان و كودكان را به عنوان اسير مىگرفتند و آنان را بين خود تقسيم مىكردند و چهبسا كه در يك جنگ دهها هزار اسير به دست مسلمانان مىافتاد ، و آنان گردن اسيران را طناب مىبستند و ميان خويش توزيع مىكردند . و گاه مىشد در يك جنگ يك سوار عرب صد مرد و صد زن اسير مىبرد و در ظرف چند جنگ قريب هزار اسير پيش يك نفر باقى مىماند . البته اميران و سران اسلام بخصوص پس از دورهء خلفاى راشدين بيش از ديگران اسير داشتند . ولى در زمان آنها هم شمارهء اسير كم نبود ؛ چنان كه عثمان تنها هزار بنده داشت . غالبا اسيران را پيش از تقسيم كردن يك جا مىفروختند ؟ جارچى ميدان جنگ داد مىزد كه هر اسير به صد درهم و يا هزار درهم يا بيشتر يا كمتر . چهبسا كه فروش اسيران يك ميدان جنگ ماهها طول مىكشيد . عربها در جنگ اندلس بيش از هر جاى ديگر اسير گرفتند ، چنان كه فروش قسمتى از آن اسيران شش ماه طول كشيد . در جنگ عموريه بهقدرى اسير زياد بود كه آنها را پنجپنج و دهده مىفروختند . در جنگ ارك ( اندلس ) به واسطهء فراوانى غنيمت و اسير بهاى يك اسير به يك درهم و بهاى يك شمشير به نيم درهم تنزل يافت . عربها هرجا را مىگشودند زمين و باغ و درخت و رودخانه و مزرعه و چارپايان محل را دربست از خود مىدانستند ، و بيش از ديگران بنى اميه در اين عمل افراط داشتند ؛ چنان كه سعيد بن عاص مىگفت : « عراق ( سواد ) بوستان قريش است . » و عمرو عاص به فرماندار خربتا گفته بود كه شما و هرچه در آن است از ماست . بنى اميه پيوسته مىگفتند مصر با شمشير ما گشوده شد و مردم مصر بندگان ما هستند هرچه بخواهيم بر سر آنان مىآوريم . مسلمانان بيشتر اسيران خود را مىفروختند و پول آن را مىگرفتند ؛ چون از اداره كردن امور اسيران عاجز بودند . فقط اميران اسرا را نگاه مىداشتند تا كسى پول بدهد و آنان را آزاد سازد يا آنكه خود امير به علتى اسير را آزاد كند . ديگر از راههاى تحصيل برده در اسلام آن بود كه واليان ممالك اسلامى ، بخصوص واليان مصر و تركستان و افريقيه ، به جاى ماليات نقدى ، برده مىدادند ، و بعضى از مردم ذمى ، مانند اهل بربر و غيره ، فرزندان خود را به عوض جزيه تسليم مىكردند . حكم اسير در اسلام چنان است كه خليفه يا جانشين او مىتواند :